نحوه محاسبه حاشیه سود


سود نا‌خالص نشان‌دهنده چیست؟ سود ناخالص، بازدهی یک شرکت در استفاده از نیروی کار، تأمین تولید کالا یا خدمات را ارزیابی می‌کند. در واقع سود ناخالص، بیش از همه به اندازه‌گیری تاثیر هزینه‌های متغیر در محصول تولید شده می‌پردازد. اما منظورمان از هزینه‌های متغیر چیست؟ بهتر است قبل از ادامه بحث، ابتدا با تعریف و انواع هزینه‌های متغیر و ثابت آشنا شویم.

حاشیه سود (Profit Margin)

همانطور که کاملا مشخص است؛ امروزه گرایش به سمت بازارهای سرمایه به شدت افزایش پیدا کرده است.

اما مسئله اینجاست که در این بازار پر جنب‌وجوش، تنها آن دسته از افرادی که با دانش تخصصی و مهارت کافی به انجام معاملات می‌پردازند، در این کار موفق خواهند شد.

بسیاری از تحلیل‌گران فعال در بازار بورس، از تحلیل‌های بنیادی کمک گرفته و در تحلیل‌های خود از اصطلاحات و مفاهیم مهم بهره می‌برند تا در نهایت نتیجه مطلوب حاصل گردد.

در این مقاله قصد داریم درباره یکی از گزاره‌های مهم در تحلیل بنیادی به نام “حاشیه سود” صحبت کنیم. اگر تمایل دارید که این اصطلاح مهم را بهتر درک کرده و در بازار بورس موفق‌ترعمل کنید؛ پس تا انتهای این مقاله همراه ما باشید.

حاشیه سود چیست؟

یکی از ابزارهای مهمی که در تحلیل بنیادی به کار گرفته می‌شود، حاشیه سود است. اما دقیقا حاشیه سود به چه معناست؟

در صورت‌های مالی شرکت‌های بورسی، میزان فروش و سود شرکت کاملا مشخص است و تحلیل‌گران براساس داده‌های موجود در این گزارش‌ها، اطلاعات مهم از شرکت‌های بورسی را به دست می‌آورند.

حال اگر در این صورت مالی، داده‌ای را تحت عنوان “میزان سود سهام” بر داده مربوط به “میزان فروش سهام” تقسیم کنیم، حاشیه سود به دست می‌آید.

نسبت میزان سود شرکت به میزان فروش آن را با حاشیه سود بیان می‌کنیم که اگر در عدد 100 ضرب شود، درصد سود به دست می‌آید.

برای درک بهتر این موضوع؛ فرض کنید که حاشیه سود شرکتی 15 درصد بیان شده است. در واقع منظور این است که به ازای هر 100 تومان فروش، 15 تومان سود نصیب شرکت مورد نظر شده است.

لازم به ذکر است که گاهی ممکن است حاشیه سود شرکتی، نسبت به گذشته کاهش یابد که این موضوع می‌تواند دلایل مختلفی مانند کاهش قیمت محصول نسبت به گذشته، کاهش سوددهی شرکت، افزایش هزینه‌های جانبی شرکت و عدم مدیریت کافی در کنترل هزینه‌ها داشته باشد.

بررسی انواع حاشیه سود

به طور کلی 3 نوع حاشیه سود وجود دارد:

در ادامه به بررسی هریک از آن‌ها می‌پردازیم:

حاشیه سود خالص (Net Profit Margin)

حاشیه سود خالص برای یک شرکت عبارت است از سود خالص آن شرکت تقسیم بر درآمد کل به دست آمده از شرکت.

توجه داشته باشید که حاشیه سود خالص، در یک بازه زمانی مشخص در نظر گرفته می‌شود.

حاشیه سود خالص

فرمول محاسبه حاشیه سود خالص

حاشیه سود ناخالص (Gross Profit Margin)

حاشیه سود ناخالص، همانند حاشیه سود خالص محاسبه می‌شود و تنها یک تفاوت دارد و آن هم این است که در صورت فرمول محاسبه حاشیه سود ناخالص، میزان سود ناخالص قرار می‌گیرد.

بنابراین؛ حاشیه سود ناخالص عبارت است از میزان سود ناخالص تقسیم بر درآمد کل شرکت.

حاشیه سود ناخالص

فرمول محاسبه حاشیه سود ناخالص

حاشیه سود عملیاتی (Operating Profit Margin)

برای محاسبه حاشیه سود عملیاتی، باید میزان سود عملیاتی را بر میزان کل درآمد شرکت تقسیم کنیم.

حاشیه سود عملیاتی

فرمول محاسبه حاشیه سود عملیاتی

منظور از حاشیه سود ناخالص چیست؟

همانطور که توضیح دادیم؛ منظور از حاشیه سود، میزان سود یک شرکت نسبت به میزان فروش آن است.

حالا اگر از هزینه‌های اضافی که در شرکت پرداخت شده صرف نظر کنیم و در محاسبات خود وارد نکنیم، حاشیه سود را حاشیه سود ناخالص می‌نامیم.

مسلما در هر کسب و کاری، هزینه‌هایی مربوط به مراحل تولید، دستمزد و مالیات وجود دارد که اگر این هزینه‌ها را محاسبه نکنیم، حاشیه سود ناخالص به دست می‌آید.

هر چقدر میزان حاشیه سود ناخالص یک شرکت بیشتر باشد، عملکرد آن شرکت مناسب بوده و کنترل هزینه‌های خود را به درستی انجام داده است.

برای درک بهتر این مفهوم، به یک مثال توجه کنید. فرض کنید که یک شرکت برای تولید یک محصول، 2000 تومان هزینه کرده است؛ اما در بازار، آن را به قیمت 3000 تومان به فروش می‌رساند. در این حالت می‌گوییم که حاشیه سود این شرکت، 1000 تومان یا به عبارتی 100 درصد بوده است.

در حالت دیگری؛ فرض کنید که حاشیه سود یک شرکت در داده‌های اطلاعاتی 50 درصد عنوان شده است؛ به این معنا که از هر 1000 تومانی که محصول به فروش می‌رود، 500 تومان از آن، سود حاصل از فروش خواهد بود. البته دقت کنید که این حاشیه سود، به صورت ناخالص و با احتساب هزینه‌های مختلف در شرکت عنوان شده است.

نحوه محاسبه حاشیه سود

برای محاسبه سود ناخالص از داده‌های یک شرکت فعال در بورس، بایستی تفاوت قیمت تمام شده با میزان فروش محصول را پیدا کنیم.

به بیان دیگر؛ اگر قیمت تمام شده یک محصول را از قیمت فروش آن محصول کم کنیم، سود ناخالص آن محصول به دست می‌آید. حال با داشتن سود ناخالص، به راحتی می‌توانیم حاشیه سود ناخالص را نیز محاسبه کنیم. برای این کار؛ کافی است میزان فروش را بر سود ناخالص محصول که در مرحله قبل محاسبه کردیم، تقسیم کنیم.

توجه داشته باشید که حاشیه سود برای تمام محصولات یک شرکت قابل محاسبه است و معمولا عدد‌های متفاوتی برای محصولات مختلف یک شرکت به دست می‌آید.

به این ترتیب؛ اگر قرار باشد که حاشیه سود را برای کل محصولات به دست آورید، بهترین راه این است که از میانگین قیمت تمام محصولات را به دست نحوه محاسبه حاشیه سود آورده و سپس در فرمول حاشیه سود قرار دهید.

این نکته حائز اهمیت است که هرچه حاشیه سود یک شرکت بالاتر باشد، همانقدر آینده آن شرکت امیدوارکننده است. البته المان‌های بسیاری بر میزان نوسان این پارامتر تاثیرگذار است.

به عنوان مثال؛ کاهش هزینه‌های تمام شده برای تولید محصول و در مقابل افزایش قیمت محصول، از جمله پارامتر‌های افزایشی برای حاشیه سود یک شرکت به حساب می‌آیند.

توجه داشته باشید که برای کاهش قیمت محصول، بایستی کارهایی انجام شود که کیفیت محصول را مورد هدف قرار ندهد؛ به این معنا که کاهش هزینه‌های تولید نباید بر روی کیفیت محصول تاثیرگذار باشد.

منظور از حاشیه سود عملیاتی چیست؟

همانطور که قبل‌تر اشاره کردیم؛ یکی از انواع حاشیه سودهایی که قابل محاسبه است، حاشیه سود عملیاتی است.

در واقع برای محاسبه حاشیه سود عملیاتی، باید درآمد عملیاتی یک شرکت را بر فروش خالص آن تقسیم کنیم تا در نهایت، حاشیه سود عملیاتی به دست آید.

منظور از درآمد عملیاتی همان درآمد پیش از پرداخت بهره است و همچنین اگر هزینه کالای‌های مورد معامله را از میزان سود خالص از فروش یک شرکت کسر کنیم، سود عملیاتی به دست می‌آید.

هر شرکتی، براساس کسب‌وکار و نوع فعالیت خود در بازار، یک سری هزینه‌های جانبی نیز دارد که به آن هزینه‌های عملیاتی می‌گویند. به عنوان مثال؛ هزینه‌های اداری، بازاریابی، توزیع و… جزو هزینه‌های عملیاتی به حساب می‌آیند.

حال اگر هزینه‌های عملیاتی از سود ناخالص کم شود، سود عملیاتی محاسبه خواهد شد. علاوه بر این؛ اگر سود عملیاتی محاسبه شده در این مرحله را بر میزان فروش شرکت تقسیم کنیم، حاشیه سود عملیاتی به دست می‌آید که می‌تواند نشان‌دهنده توانایی یک شرکت در کنترل هزینه‌ها باشد.

مزایا و معایب استفاده از حاشیه سود

حاشیه سود یک شرکت، معیار خوبی از میزان سودآوری شرکت است.

در واقع؛ شما می‌توانید با در نظر گرفتن تمام هزینه‌های پرداخت شده از سوی شرکت جهت تولید محصول و میزان درآمد حاصل از فروش محصولات، یک دید کلی از میزان توانایی شرکت در کنترل هزینه‌ها به دست آورید.

اگر حاشیه سود شرکتی بالا باشد، به این معناست که قیمت‌گذاری محصولات مناسب بوده، هزینه‌های پرداختی برای تولید محصول به خوبی کنترل شده و در نهایت مدیریت در شرکت کارآمد بوده است. اما در مقابل؛ کاهش حاشیه سود یک شرکت، هشداری برای تغییر روند قیمت‌گذاری و هزینه‌های شرکت خواهد بود.

حال به سراغ معایب و محدودیت‌های حاشیه سود می‌رویم؛ یعنی دقیقا همان جایی که گاها فروش‌های یکباره شرکت، شرایط را تا حدودی فریبنده جلوه می‌دهد.

به عبارت دیگر؛ گاهی اوقات دیده می‌شود که شرکتی تحت تاثیر عواملی با فروش یکباره، توانسته حاشیه سود را در سطح بالایی برای خود نگه دارد. در صورتی‌که چنین حاشیه سودی برای آن شرکت واقعی نبوده و ناپایدار خواهد بود.

محدودیت دیگر در حاشیه سود، جایی است که شرکت‌ها مدل‌های تجاری متفاوتی داشته باشند. به عبارت دیگر؛ با محاسبه حاشیه سود، نمی‌توان مقایسه دقیقی از شرکت‌ها در صنایع مختلف را به دست آورد؛ بلکه شرایط سوددهی صنایع مختلف متفاوت خواهد بود.

سخن پایانی

حاشیه سود، یکی از فاکتورهای مهمی است که تحلیل‌گران در تحلیل‌های بنیادی از آن استفاده می‌کنند.

این فاکتور، معیار خوبی است که میزان سودآوری یک شرکت را نشان می‌دهد. همانطور که گفتیم؛ هر چقدر حاشیه سود شرکتی بالا باشد، نحوه محاسبه حاشیه سود کنترل و مدیریت خوبی در هزینه‌های پرداخت شده صورت گرفته است.

این اصطلاح در واژه‌نامه جامع بورسینس منتشر شده است.

قصد شروع سرمایه‌گذاری در بورس را دارید؟ اولین قدم این است که افتتاح حساب رایگان را در یکی از کارگزاری‌ها انجام دهید:

برای سرمایه‌گذاری و معامله موفق، نیاز به آموزش دارید. خدمات آموزشی زیر از طریق کارگزاری آگاه ارائه می‌شود:

حاشیه سود و کاربردهای آن در تحلیل مالی (Profit Margin)

حاشیه سود یکی از نسبت‌های مهم مالی به شمار می‌رود که هدف از آن محاسبه میزان سودآوری یک بنگاه تجاری به ازای فروش است. هدف از محاسبه حاشیه سود در واقع محاسبه این است که یک بنگاه تجاری یا واحد اقتصادی به ازای هر ریال یا دلار فروش چقدر سودآوری کرده است. این نسبت بسیار مشهور است و تحلیل‌گران از آن برای مقایسه میزان سودآوری و فعالیت سودآورانه یک شرکت و مقایسه و تطبیق فعالیت سودآوری شرکت‌ها با یکدیگر استفاده می‌کنند.

محاسبه این نسبت مالی اگرچه ساده است اما بسیار بااهمیت است چراکه به گفته بسیاری از تحلیل‌گران بیش از بقیه نسبت‌ها میزان سودآوری شرکت را اندازه‌گیری می‌کند و کارایی آن نیز در مقایسه با سایر نسبت‌ها بیشتر است. از همین رو این نسبت تبدیل به یکی از نسبت‌های مشهور در تحلیل بنیادی شده که خود شرکت‌ها نیز این نسبت را به صورت سه ماهه و سالانه گزارش می‌کنند. حاشیه سود با توجه به اینکه سودهای مختلفی در یک بنگاه تجاری گزارش می‌شوند انواع مختلفی دارد که به شرح زیر هستند:

حاشیه سود ناخالص اولین مورد از انواع مختلف حاشیه سود است که تحلیل‌گران برای بررسی فعالیت‌های کلی شرکت از آن استفاده می‌کنند. محاسبه این نسبت بسیار ساده است و تمامی داده‌های مربوط به این نسبت را می‌توان از صورت سود و زیان استخراج کرد. فرمول محاسبه این نسبت به شرح زیر است:

حاشیه سود ناخالص = (سود ناخالص / فروش خالص) * ۱۰۰

می‌توان فرمول را به شرح زیر به صورت جزئی‌تر نیز نوشت:

حاشیه سود ناخالص = ((فروش خالص بهای تمامی شده کالا) / فروش خالص) * ۱۰۰

سود ناخالص در حالت کلی در واقع زمانی به دست می‌آید که بهای تمام شده کالاها را از فروش خالص کسر کنیم که به این صورت اولین سود گزارش شده در صورت سود و زیان یعنی سود ناخالص به دست می‌آید.

حاشیه سود عملیاتی نحوه محاسبه حاشیه سود شرکت یکی دیگر از انواع حاشیه سود است که بیشتر مربوط به فعالیت‌های عملیاتی شرکت است. در واقع این سود بر فعالیت خود شرکت متمرکز است و اساسا کاری به فعالیت‌هایی که خارج از عملیات اصلی شرکت صورت گرفته ندارد. سود عملیاتی از کسر هزینه‌های عمومی و اداری یا کلا هزینه‌های عملیاتی از سود ناخالص شرکت به دست می‌آید. این نسبت در راستای فهم این مسئله است که به ازای هر دلار فروش، شرکت در نتیجه عملیات خود چقدر سود کرده است. سود عملیاتی نیز در صورت سود و زیان یک مرحله جلوتر است و فرمول محاسبه حاشیه سود عملیاتی به شرح زیر است:

حاشیه سود عملیاتی = (سود عملیاتی / فروش خالص) * ۱۰۰

حاشیه سود عملیاتی از آنجا که سودآوری ناشی از فعالیت‌های خود شرکت را اندازه‌گیری می‌کند نسبت مالی محبوب تحلیل‌گران است چرا که آنها بر این عقیده هستند این نسبت بیشتر از بقیه نسبت‌ها میزان سودآوری شرکت را اندازه‌گیری می‌کند.

حاشیه سود قبل از مالیات به محاسبه این موضوع می‌پردازد که به ازای هر دلار فروش شرکت چقدر توانسته سود قبل از مالیات کسب کند. از آنجا که هزینه مالیاتی معمولا هزینه ثابتی است که شرکت‌ها به دولت‌ها می‌پردازند لذا سود قبل از مالیات نیز گاهی مورد توجه تحلیل‌گران قرار می‌گیرد. فرمول این نسبت به شرح زیر است:

حاشیه سود قبل از مالیات = (سود قبل از مالیات / فروش خالص) * ۱۰۰

به عنوان مثال اگر حاشیه سود قبل از مالیات شرکتی ۴۰ درصد باشد بدین معنی است که شرکت به ازای هر ۱۰۰ دلار فروش ۶۰ دلار هزینه کرده و ۴۰ دلار نیز توانسته سود کسب کند، البته سودی که هنوز مالیات آن پرداخت نشده است.

حاشیه سود خالص مهمترین نسبت در میان سایر حاشیه‌های سود محسوب می‌شود و در این نسبت مالی سود خالص نهایی شرکت مورد توجه قرار می‌گیرد. به لحاظ ریاضی فرمول حاشیه سود خالص به شرح زیر است:

حاشیه سود خالص = (سود خالص / فروش خالص) * ۱۰۰

حاشیه سود خالص به دنبال محاسبه این موضوع است که اساسا شرکت به ازای هر دلار فروش یا درآمد چقدر سود می‌کند. اگر حاشیه سود خالص شرکتی ۲۰ درصد باشد بدین معنی است که شرکت به ازای هر ۱۰۰ دلار فروش ۲۰ دلار سود خالص کسب می‌کند و ۸۰ دلار نیز بابت تمامی هزینه‌ها پرداخت می‌کند. حاشیه سود خالص ۲۰ درصدی به معنی این است که ۲۰ درصد از فروش کل شرکت را سود خالص تشکیل می‌دهد. لازم به ذکر است که سود تقسیم شده شرکت در فرمول حاشیه سود جایگاهی ندارد و محاسبه نمی‌شود.

این نسبت می‌گوید که در حالت کلی اگر شرکتی قصد داشته باشد میزان حاشیه سود خالص خود را افزایش دهد؛ یعنی از ۲۰ درصد به ۲۵ درصد یا ۳۰ درصد برساند می‌بایست یا هزینه‌ها را کاهش دهد و یا میزان فروش خود شرکت را افزایش دهد.

گاها در خبرها می‌خوانیم «حاشیه سود صنعت خودروسازی آمریکا کاهش یافت» و یا «حاشیه سود شرکت‌های اروپایی کاهش یافته است»؛ این نشان می‌دهد که این نسبت مالی از اهمیت بسیار زیادی برای ارزیابی وضعیت سودآوری شرکت‌ها و صنایع برخوردار است. به همین دلیل است که شرکت‌ها به صورت سه ماهه و سالانه گزارش حاشیه سود خود را به سهامدارانشان ارائه کنند تا سهامداران این شرکت از وضعیت سودآوری این شرکت‌ها مطلع شوند.

اگر حاشیه سود شرکتی نزدیک به صفر یا منفی باشد بدین معنی است که شرکت در تلاش برای حفظ خود از طریق کاهش هزینه‌هاست و اگر نتواند در این وضعیت در آینده نزدیک تغییراتی ایجاد کند عملا فعالیت این شرکت تنها باعث زیان خواهد شد. اما بنگاه‌هایی که حاشیه سود مثبت دارند نیز تلاش می‌کنند تا این نسبت را افزایش دهند یعنی درصد سودآوری شرکت از میزان فروش را از طریق مدیریت بیشتر هزینه‌ها، جایگزین‌ کردن تکنولوژی‌های جدید و … افزایش دهند.

تحلیل نسبت مالی حاشیه سود

حاشیه سود شرکت‌های صنایع مختلف با یکدیگر متفاوت است بنابراین ممکن است مقایسه‌ حاشیه سود بین شرکت‌هایی از دو صنعت مختلف چالش‌برانگیز باشد. به عنوان مثال میزان فروش و هزینه‌های دو شرکت مایکروسافت (صنعت تکنولوژی) و والمارت (خرده‌فروشی) بسیار متفاوت است چون ترکیب سرمایه آنها متفاوت است. شرکت‌های خرده‌فروشی از قبیل والمارت اگرچه ممکن است حاشیه سود پایینی نسبت به شرکت‌های تکنولوژی محور از قبیل مایکروسافت داشته باشند اما میزان گردش مالی آنها و گردش سود آنها بسیار بیشتر است.

حاشیه سود میزان گردش سود شرکت‌ها را اندازه‌گیری نمی‌کند بنابراین به همین دلیل استفاده از این نسبت به تنهایی برای مقایسه دو شرکت از دو صنعت مختلف می‌تواند چالش‌برانگیز باشد. مقایسه حاشیه سود شرکت مایکروسافت و گوگل منطق بیشتری دارد چرا که هر دو شرکت از یک صنعت هستند و ترکیب سرمایه آنها بسیار مشابه است. به عنوان مثال شرکت‌های فروشنده محصولات لوکس دارای حاشیه سود بالایی هستند چرا که نسبت سود به فروش آنها بالاست اما گردش سود آنها بسیار پایین و میزان فروش آنها نیز کم است و به همین دلیل مقایسه یک شرکت فروشنده محصولات لوکس مانند لامبورگینی با یک شرکت فروشنده مواد مصرفی مانند «تارگت» از اساس اشتباه است.

شرکت‌های تکنولوژی ممکن است در ابتدای فعالیت توسعه‌ای خود هزینه زیادی متحمل شوند اما سپس میزان هزینه شرکت به شدت پایین می‌آید. به عنوان مثال شرکت مایکروسافت با توسعه ویندوز در مراحل ابتدایی ممکن است در ابتدای فعالیت خود به دلیل هزینه‌های تحقیق و توسعه حاشیه سود بالایی نداشته باشد، اما بعدها با فروش میلیون‌ها نسخه از همان ویندوز بدون انجام هزینه حاشیه سود بالایی را به دلیل کاهش هزینه‌ها و فروش زیاد رقم بزند.

مشاغلی از قبیل محصولات لوکس، تکنولوژی و همچنین مواد دارویی دارای حاشیه سود بالایی هستند. مثلا تولید دارو ممکن است در مرحل تحقیق و توسعه هزینه زیادی داشته باشد اما بعدها با ساخت مواد دارویی فروش این مواد در سراسر جهان با حاشیه سود بالایی همراه خواهد بود.

صنعت حمل و نقل، خرده‌فروشی و تعمیر و نگهداری وسایل نقلیه، کشاورزی، خودرو و .. دارای حاشیه سود پایینی هستند اما میزان فروش این محصولات بسیار بیشتر از محصولات بالایی هستند. محصولات کشاورزی ممکن است در معرض آسیب‌های زیادی از قبیل آب و هوا، موجودی انبارهای زیادف عملیات اورهال و ذخیره و … قرار بگیرند و حاشیه سود آنها تحت تاثیر قرار بگیرد. بخش خودرو نیز به دلیل رقابت بسیار شدید، بی ثباتی تقاضای مصرف کننده و هزینه های عملیاتی بالا و پشتیبانی نیز حاشیه سود پایینی دارد.

سود عملیاتی

سود عملیاتی

اصطلاح سود عملیاتی به معیار سنجش حسابداری برای سودی که شرکت از عملکرد اصلی آن کسب می کند، اطلاق می شود. جایی که کسر سود و مالیات از محاسبه مستثنی است. این ارزش عملیاتی به طور مشابه، هر سود حاصل از سرمایه گذاری های جانبی شرکت را شامل نمی شود، مانند سود حاصل از مشاغل دیگر که ممکن است به طور نسبی به آن تعلق گیرد.

به عنوان مثال، سود حاصل از سرمایه گذاری های یک شرکت که تکرارپذیر نیست به عنوان یک سود غیرعملیاتی در نظر گرفته می شود. این مفهوم، همواره به عنوان یک معیار مناسب برای نحوه محاسبه حاشیه سود سنجش سودآفرینی بالقوه کسب و کارها استفاده می شود؛ چراکه عوامل و فاکتورهای اضافه را از محاسبه حذف می کند. سود عملیاتی به عنوان یکی از فاکتورهای مهم در تحلیل بنیادی شرکت های فعال در بازار سرمایه استفاده می شود، به همین دلیل در ادامه مقاله به معرفی آن می پردازیم.

سود عملیاتی چیست و چگونه محاسبه می شود؟

سود عملیاتی چیست

به طور خلاصه می توان گفت که این مفهوم، منعکس کننده باقیمانده‌ سود، بعد از محاسبه‌ تمام هزینه های عملیاتی مربوط به یک بنگاه اقتصادی است. در واقع، علاوه بر بهای تمام‌شده‌ کالای فروش رفته، هزینه‌های اداری، عمومی و هزینه هایی نظیر اجاره و بیمه، حمل‌ونقل و کرایه در محاسبه آن در نظر گرفته می‌شوند.

محاسبه سود عملیاتی

به طور کلی این سود را می توان با استفاده از فرمول زیر محاسبه کرد:

سودعملیاتی = درآمد عملیاتی - هزینه کالاهای فروخته شده - هزینه های عملیاتی – استهلاک

شکستن سود عملیاتی چیست؟

این مفهوم به عنوان یک شاخص بسیار دقیق از سودآوری بالقوه کسب و کار عمل می کند؛ زیرا تمام عوامل اضافی را از محاسبه حذف می کند و تمام هزینه هایی که برای ادامه کار لازم است را شامل می شود. به همین دلیل است که سود عملیاتی، استهلاک مربوط به دارایی که یکی از ابزارهای حسابداری ناشی از عملیات شرکت است را حساب می کند.

سودعملیاتی همچنین به عنوان درآمد عملیاتی و درآمد قبل از بهره و مالیات نیز یاد می شود. اگرچه ممکن است که سود اخیر گاهی شامل درآمد غیر عملیاتی باشد که بخشی از سودعملیاتی نیست. اگر یک شرکت درآمد غیر عملیاتی نداشته باشد، سود عملیاتی آن برابر با EBIT خواهد بود.

موارد محاسبه شده از محاسبه سود عملیاتی

درآمد حاصل از فروش دارایی، خارج از اقلامی که با هدف صریح فروش به عنوان بخشی از تجارت اصلی ایجاد شده باشد، در رقم سود عملیاتی لحاظ نمی شود. علاوه بر این، سود حاصل از مکانیسم هایی مانند چک یا حساب های بازار پول را نیز شامل نمی شود.

مزایا و معایب سود عملیاتی

مزایا و معایب سود عملیاتی

شرکت ها می توانند ارقام سودعملیاتی خود را به جای ارقام سود خالص خود ارائه دهند، زیرا سود خالص یک شرکت شامل تأثیرات پرداخت سود و مالیات است. در مواردی که شرکت دارای بدهی نسبتا بالایی است، این مفهوم ممکن است وضعیت مالی شرکت را مثبت تر از منعکس کننده سود خالص ارائه دهد.

اگرچه سودعملیاتی مثبت ممکن است بیانگر پتانسیل سود کلی یک کسب و کار باشد، اما در واقع سودآوری را تضمین نمی کند. به عنوان مثال، یک شرکت با بار بدهی بالا ممکن است سودعملیاتی مثبتی از خود نشان دهد، در حالی که به طور همزمان زیان خالصی را تجربه می کند. علاوه بر این، هزینه های بزرگ اما اضافی نشان داده نمی شود، که به همین ترتیب می تواند یک شرکت با سود خالص منفی را دارای سود عملیاتی مثبت نشان دهد.

سود عملیاتی، سودآوری تجارت قبل از در نظر گرفتن سود و مالیات است. برای تعیین سودعملیاتی، هزینه های عملیاتی از سود ناخالص کم می شود. سودعملیاتی مانند یک نشانه است که مدیران باید آن را ببینند؛ زیرا منعکس کننده درآمد و هزینه هایی است که آن ها می توانند کنترل کنند.

در واقع، این مفهوم سودی است که شرکت از فعالیت های عادی تجاری خود دریافت می کند. به عنوان مثال، سودعملیاتی یک تولید کننده نوشابه، بیشتر از فروش نوشابه، در مقابل فعالیت های ثانویه، مانند سرمایه گذاری سهام یا فروش املاک و مستغلات حاصل می شود. در صورت های مالی یک شرکت، سودعملیاتی تفاوت بین درآمد عملیاتی و هزینه های عملیاتی است.

درآمد عملیاتی چیست؟

درآمد عملیاتی کلیه درآمد حاصل از فعالیت های اصلی کسب و کار است. به عنوان مثال یک شرکت ساختمانی را در نظر بگیرید که مالک نحوه محاسبه حاشیه سود چندین قطعه ماشین آلات سنگین است. اگر یک سال شرکت ساختمانی، دو خانه بسازد و سه قطعه ماشین آلاتی که در عملیات خود استفاده کرده را با سود به فروش برساند، تنها درآمد حاصل از دو خانه ساخته شده سودعملیاتی محسوب می شود.

هزینه های عملیاتی شامل چه مواردی است؟

هزینه های عملیاتی

هزینه عملیاتی، مانند درآمد عملیاتی، فقط از فعالیت های اصلی یک کسب و کار محاسبه می شود. با استفاده مجدد از مثال شرکت ساختمانی، الوار، میخ، نیروی کار و سوخت برای وسایل نقلیه و. به عنوان هزینه های عملیاتی در نظر گرفته می شود در حالی که خود وسایل نقلیه این کار را نمی کنند. همانطور که فروش وسایل نقلیه به عنوان درآمد عملیاتی محسوب نمی شود، خرید خودرو برای یک شركت ساختمانی نیز به عنوان هزینه عملیاتی در نظر گرفته نمی شود.

چه مواردی از سود عملیاتی مستثنی هستند؟

یک قانون کلی برای تمایز بین مواردی که به سودعملیاتی کمک می کنند و مواردی که این کار را نمی کنند این است که سرمایه گذاری های طولانی مدت معمولاً به سودعملیاتی کمک نمی کنند در حالی که سرمایه گذاری های کوتاه مدت اینطور نیست. به عنوان مثال، ماده اولیه برای یک کارخانه هزینه عملیاتی خواهد بود؛ در حالیکه خود ساختمان کارخانه هزینه ای نخواهد داشت. استثنائات بسیاری در این قاعده وجود دارد؛ با این حال، به عنوان یک چارچوب مفید برای تفکر در مورد تفاوت بین منابع سود عملیاتی و منابع سود غیر عملیاتی عمل می کند.

آیا درآمد حاصل از عملیات همان درآمد عملیاتی است؟

درآمد حاصل از عملکرد و درآمد عملیاتی یک چیز است، اگرچه استفاده از آن ها ممکن است متفاوت باشد. درآمد حاصل از عملیات بیان کلی توصیف درآمدی است که شرکت از فعالیت های اصلی کسب و کار بدست می آورد، منهای هزینه های تولید شده برای درآمد. در واقع، درآمد عملیاتی معمولاً برای نشان دادن این سطح سود در صورت سود و زیان رسمی یک شرکت استفاده می شود.

درآمد حاصل از ادامه کار چیست؟

درآمد حاصل از ادامه کار عبارت دیگری است که برای توصیف این نوع سود استفاده می شود، زیرا محاسبه به طور معمول فعالیت های تجاری متوقف شده را حذف می کند. درآمد حاصل از عملیات شامل درآمد و هزینه های نامنظم است. در برخی موارد، شرکت شما ممکن است دارایی را به صورت نقدی بفروشد؛ این حرکت درآمدزایی دارد، اما به فعالیت های منظم تجاری وابسته نیست. در صورت سود و زیان، اقلام نامنظم بعد از درآمد عملیاتی و قبل از محاسبه درآمد خالص ذکر می شوند.

سودعملیاتی در مقابل درآمد قبل از بهره و مالیات

سود عملیاتی و مالیات

برای تعیین این سود می توان از چندین روش استفاده کرد. اولین راه، تحلیل حاشیه سود است. مورد دیگر بررسی روند سود در چند فصل یا سال به سال است. سود عملیاتی و درآمد قبل از بهره و مالیات، که معمولاً EBIT نامیده می شود، یکسان است. EBIT و سودعملیاتی به جای یکدیگر به عنوان عباراتی استفاده می شوند که همان شاخص مالی را توصیف می کنند.

جمع بندی

این موضوع میزان درآمدی را نشان می دهد که پس از پرداخت هزینه های کسب و کار شما به جز مالیات بر درآمد، باقی می ماند. بیشتر شرکت ها موارد خارق العاده و غیرتکرار را مستثنی می کنند زیرا این هزینه ها نمایانگر رویدادهای عادی عملیاتی نیستند. به عنوان مثال، یک شرکت تولید کننده قطعات یدکی، بخشی از سود فروش قطعات تولید شده را در بازار سهام سرمایه گذاری کرده است و از طریق این سرمایه گذاری، سود شناسایی کرده است؛ در اینجا، سود بدست آمده از تولید قطعات یدکی به عنوان سود عملیاتی و سود ناشی از سرمایه گذاری در بازار سهام را به عنوان سود غیرعملیاتی در نظر می گیرند. توجه داشته باشید که تکراپذیر بودن سود، یکی از نشانه های سود عملیاتی است.

حاشیه فروش چیست

حاشیه فروش

حاشیه فروش چیست ؟ این سوالی است که یک حسابدار زبده باید بتواند به آن پاسخ داده و اهمیت آن را بداند و به کار گیرد. حاشیه فروش مانند حاشیه سود یکی از ابزار تحلیل امور مالی است که البته بیشتر مدیران نسبت به آن اطلاعاتی ندارند و آن را به کار نمی گیرند. اگر مدیر یک شرکت یا دانشجوی حسابداری هستید و می خواهید بدانید حاشیه فروش چیست در ادامه با ما همراه باشید تا به این خواسته شما جامه عمل بپوشانیم.

حاشیه فروش چیست:

برای حاشیه فروش تعاریف و تفاسیر گوناگونی وجود دارد که کامل ترین آن را می توان به این صورت ارائه نمود: هنگامی که در ازای خدمات و یا کالایی را ارائه داده و هزینه متغیر تحویل را ازآن کسر می نمایید. آن چه باقی می ماند را حاشیه فروش می نامند و به گفته نایت این روش، روشی متفاوت برای نمایش سود و آگاهی از آن می باشد.

اگر هزینه های متغیر را در نظر بگیرید می توانید حاشیه فروش را به روش متفاوتی به دست آورید. حاشیه فروش نشان دهنده درآمد کل، درآمد بعد از هزینه های ثابت و سود را نشان می دهد. و برخی حاشیه فروش را به عنوان قسمتی از فروش می دانند که هزینه های ثابت را جبران می کند.

روش محاسبه حاشیه فروش:

اگر جنسی قیمتی معادل 24 دلار داشته باشد و هزینه متغیری معادل 4 دلار داشته باشد، حاشیه فروش آن برابر است با 20 دلار برای محاسبه حاشیه فروش ابتدا لازم است سود سنتی را گرفته و لیست هزینه های ثابت و متغیر را تشکیل دهید. ممکن است در این مرحله برخی از هزینه ها معلوم نباشند پس خیلی هم کار ساده ای نیست.

هزینه های ثابت شامل هزینه های تجاری بوده و مهم نیست که شما چقدر محصول یا خدمات ارائه می دهید برای مثال اجاره مسکن و حقوق اداری جزو این دسته هستند. اما هزینه های متغیر به هزینه هایی اطلاق می گردد که مانند کمیسیون فروش و مواد مستقیم با مقدار تولیدی شما فرق دارد. ممکن است ما فکر کنیم هزینه های ثابت است در صورتی که جزو هزینه های متغیر قرار گیرد برای مثال ممکن است نیروی فروش افزایش پیدا کند و به یک هزینه متغیر تبدیل گردد. محاسبه درست این متغیر ها مهم ترین نکته در محاسبه حاشیه فروش می باشد.

برای مطالعه مقاله حسابرسی داخلی چیست می توانید از این لینک استفاده نمایید.

هزینه های ثابت و متغییر

هزینه های ثابت و متغییر

هزینه های ثابت شامل چه هزینه هایی هستند:

برخی از مخارج وجود دارند که وقتی تعداد کالا و یا خدمات را تغییر می دهیم دچار تغییر و تحول نمی گردند که این گونه مخارج را هزینه های ثابت می نامند. این هزینه ها معمولا از فعالیت تجاری جدا بوده و هیچ وقت از بین نمی روند بلکه همیشه باید پرداخت گردند. از جمله مخارج ثابت می توان به موارد زیر اشاره نمود:

  1. استهلاک: هنگامی که تجهیزات یک کارخانه یا شرکت مستهلک می گردند و لازم است شرکت از اول این موارد را تامین نماید.
  2. نرخ بهره: ناشی از نرخ بهره وام ها می باشد که بایستی آن را به صورت دوره ای پرداخت نمود.
  3. هزینه های ناشی از بیمه بر طبق قرارداد
  4. هزینه اجاره املاک
  5. مالیاتی که به املاک تعلق می گیرد.
  6. حقوق ثابت کارمندان و کارکنان و در کل پرسنل شرکت
  7. خدمات رفاهی مانند هزینه آب، گاز، برق و …

هزینه های متغیر شامل چه هزینه هایی هستند:

گروه دیگر از مخارج که در محاسبه حاشیه فروش مهم هستند را مخارج متغیر تشکیل می دهند که به صورت مستقیم و غیر مستقیم بوده و باید منجر به سود دهی شوند. از جمله می توان ساخت محصول و یا فروش خدمات و … اشاره نمود. مخارج متغیر معمولا تابعی از تعداد محصولاتی که به فروش می رسد و خدماتی که ارائه می شود، می باشد.

وقتی تولیدات بالا برود هزینه های متغیر نیز زیادتر می شوند و وقتی تولیدات کاهش یابد، هزینه های متغیر نیز کاهش می یابند. وقتی هزینه های متغیر خیلی زیاد شوند به این معنا است که شرکت توانایی کار با سود کم تر را دارد این در حالی است که مخارج ثابت نیازمند سود بسیار بالای شرکت می باشند. از جمله مخارج متغیر می توان به موارد زیر اشاره نمود.

  1. مواد اولیه ای که در تولید کالا استفاده می شود.
  2. تدارکاتی که برای تولیدات مورد مصرف قرار می گیرد.
  3. هزینه های پرداختی به کارکنان که آن را با عنوان واحد کار می شناسیم.
  4. هزینه هایی که به طور ساعتی به کارکنان پرداخت می گردد که آن را با نام دستمزد قابل پرداخت می شناسیم.
  5. هزینه ای که برای فروش محصولات به فروشنده پرداخت می گرد که به آن کارمزد می گویند.
  6. هزینه های مربوط به ارسال و انتقال کالا برای مشتری که همان هزینه های حمل و نقل هستند.
  7. مقدار خدمات رفاهی مانند آب و برقی که برای تولید یک کالا مصرف می شوند.

روش استفاده شرکت ها از حاشیه فروش:

این مقوله به مدیران شرکت ها کمک می کند تا بهتر در برنامه مالی خود تصمیم گیری نمایند. برای مثال می تواند محصولات را کم و زیاد نمود و یا قیمت گذاری رو آن ها را عوض کرد. از مهم ترین و متداول ترین کاربردهای حاشیه فروش می توان به مقایسه محصولات اشاره نمود که به ما کمک می کند محصولات مختلف را با هم مقایسه نموده و برخی را حفظ و برخی را حذف نماییم.

اگر حاشیه فروش یک شرکت منفی باشد به این معنا است که ان شرکت باید آن کار را کنار بگذارد زیرا پول خود را از دست داده و مجبور است یا محصول را کنار بگذارد و یا قیمت محصولات را افزایش دهد. همچنین در صورتی حاشیه فروش مثبت باشد، پس این محصول ارزش دارد و می تواند منجر به سود دهی شود حتی اگر سود منفی باشد. چون حاشیه فروش مثبت کمک زیادی به سود و هزینه های ثابت خواهد نمود.

برای مطالعه مقاله نقش حسابدار در موفقیت کسب و کار می توانید از این لینک استفاده نمایید.

سود دهی

اهمیت حاشیه فروش در تجارت:

همان طور که گفتیم حاشیه فروش می تواند به تصمیم گیری مدیران کمک زیادی کند. که این مساله را در بالا بررسی کردیم و با تعیین حاشیه فروش که مثبت است یا منفی در تجارت نقش خود را ایفا می نماید. وقتی حاشیه روش محصولی منفی شود به این معنا است که ادامه دادن به ساخت و یا معامله با آن محصول برای شرکت به هیچ وجه عاقلانه نیست. این در حالی است که مفهوم حاشیه فروش برعکس این مورد می باشد.

خطاهای رایج در محاسبه حاشیه فروش:

ممکن است عده بسیاری در هنگام محاسبه فروش دچار اشتباه شوند. منشا اشتباهات در محاسبه حاشیه فروش عدم شناخت هزینه های متغیر و هزینه ثابت و جا نحوه محاسبه حاشیه سود به جا کردن آن ها به جای هم است. به اعتقاد نایت برخی از متغیر های وجود دارند که آن ها را شبه متغیر می نامند، برای مثال محصولی که اضافه می کنید تا مدتی برای شما کار کند می تواند بین این دو دسته قرار بگیرد. این دستگاه چون تولید بالاتری دارد یک هزینه اضافه در نظر گرفته شده و متغیر است و چون خریداری شده است یک هزینه ثابت می باشد.

نکته دیگر این است که هزینه های مربوط به تحلیل و توسعه را ثابت در نظر می گیرند در صورتی که این هزینه ها هزینه های مستقیم می باشند. در کل می توان گفت مهم ترین و بارز ترین علل اختلاف در حاشیه فروش جا­به­جایی هزینه های ثابت و متغیر است. منابع سود نقدی اکثرا حاشیه فروش بسیار کمی دارند زیرا هم هزینه های ثابت را تحت تاثیر قرار نمی دهند و در عین حال ممکن نحوه محاسبه حاشیه سود است هزینه های متغیر بسیار بالایی داشته باشند.

سخن نهایی:

در این مقاله تلاش کردیم شما را به طور کامل با حاشیه فروش آشنا سازیم. در کل حاشیه فروش می تواند در تصمیمات مدیریتی شرکت تاثیر بسیار زیادی داشته باشد و منجر به سود دهی شرکت شود. فرمول حاشیه فروش گرچه بسیار ساده است اما محاسبه آن کار چندان ساده ای نیست زیرا ملزم شناخت انواع متغیرها و دسته بندی آن ها می باشد.

شخصی که این کار را انجام می دد یا باید دارای اطلاعات کافی حسابداری باشد و یا بهتر است آن را به یک حسابدار و یا کارشناس مالیاتی سپرد تا این کار را برای او انجام دهد. انجام دقیق این مهم از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و نباید با ساده انگاری و بی توجهی منجر به تصمیمات نادرست و در نهایت زیان برای مدیران گردد.

اگر این مطلب برای شما رضایت بخش بوده است، مطالعه مقاله گزارش های مورد نیاز مدیران را به شما پیشنهاد می کنیم.

سود ناخالص چگونه محاسبه می‌شود و با چه فاکتورهایی در ارتباط است؟

یکی از مهم‌ترین مفاهیم مالی که باید در کسب و کارها مورد توجه قرار گیرد، سود ناخالص است. محاسبه سود ناخالص می‌تواند ابزار بسیار خوبی برای اطلاع از وضعیت کنونی کسب و کار از لحاظ مالی و حتی پیش بینی وضعیت آینده آن باشد. در ادامه این مطلب نیک پرداخت به نحوه محاسبه حاشیه سود توضیح مفهوم سود ناخالص، نحوه محاسبه آن و دیگر مفاهیم مرتبط با آن خواهیم پرداخت.

سود ناخالص چیست؟

سود ناخالص سودی است که یک شرکت پس از کسر هزینه‌های مربوط به تولید و فروش محصولات یا هزینه‌های ارائه خدمات به دست می‌آورد. سود ناخالص در صورت حساب درآمدهای شرکت ظاهر می‌شود. به صورت کلی می‌توان با کم کردن هزینه‌های فروش کالا از درآمد، سود ناخالص را محاسبه کرد. توجه داشته باشید که در برخی موارد به سود ناخالص، سود فروش یا درآمد ناخالص هم گفته می‌شود.

سود نا‌خالص نشان‌دهنده چیست؟

سود ناخالص، بازدهی یک شرکت در استفاده از نیروی کار، تأمین تولید کالا یا خدمات را ارزیابی می‌کند. در واقع سود ناخالص، بیش از همه به اندازه‌گیری تاثیر هزینه‌های متغیر در محصول تولید شده می‌پردازد. اما منظورمان از هزینه‌های متغیر چیست؟ بهتر است قبل از ادامه بحث، ابتدا با تعریف و انواع هزینه‌های متغیر و ثابت آشنا شویم.

مفاهیم مرتبط با سود ناخالص که بهتر است بدانید

پیش از اینکه در مورد تفاوت سود ناخالص با دیگر انواع سود بدانید، بهتر است نگاهی به مفاهیم مرتبط با سود بیاندازید.

هزینه‌های متغیر

هزینه‌های متغیر، هزینه‌هایی هستند که مقدارشان با تغییر در میزان تولید تغییر می‌کند. در واقع تغییر در این هزینه‌ها مستقیما بر میزان تولید اثر می‌گذارد. از جمله این هزینه‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • هزینه‌ی مواد اولیه‌ی مورد استفاده در محصول
  • نیروی کار مستقیم (با فرض اینکه ساعتی حساب شود. در غیر این صورت مقدار آن به خروجی محصول نهایی وابسته است)
  • هزینه‌ی بسته‌بندی
  • هزینه‌ی حمل و نقل
  • حقوق سرپرست کارخانه
  • هزینه‌های آب و برق و .. کارخانه یا انبار
  • هزینه‌ی استهلاک تجهیزات تولید
  • هزینه‌ی ماشین‌آلات
  • هزینه‌ی خدمات رفاهی

هزینه‌های ثابت

هزینه‌های ثابت هزینه‌هایی هستند که هیچ ارتباطی با مقدار محصول تولید شده ندارند. این هزینه‌ها عبارتند از:

  • هزینه‌های اداری مانند تدارکات، خدمات، تلفن برای دفتر و غیره
  • حقوق و دستمزد کارمندان اداری، فروشندگان و صاحبان شرکت
  • مالیات بر حقوق و مزایای کارکنان
  • هزینه‌ی آگهی و تبلیغات، ارتقاء و دیگر هزینه‌های مربوط به فروش
  • هزینه‌ی بیمه
  • هزینه‌های مربوط به بازاریابان
  • هزینه‌ی استخدام افراد متخصص
  • هزینه‌ی اجاره

همانطور که اشاره شد سود ناخالص دربرگیرنده هزینه‌های ثابت نیست. با این حال باید توجه کرد که بخشی از هزینه‌های ثابت هر واحد تولیدی به عنوان هزینه جذب اختصاص داده می‌شود که برای گزارش نهایی بر اساس اصول حسابداری عمومی مورد نیاز است. مثلا اگر یک کارخانه در یک بازه زمانی مشخص۱۰۰۰۰ ویجت تولید کند و شرکت ۳۰۰۰۰ دلار بابت اجاره ساختمان بپردازد، ۳ دلار به هر ویجت بابت هزینه جذب تعلق می‌گیرد.

سود ثابت و متغیر در سود ناخالص

در هنگام محاسبه سود ناخالص، ابتدا باید نوع هزینه‌های ثابت را مشخص کنیم

محاسبه‌ سود ناخالص

فرمول محاسبه سود ناخالص به این شکل است:

درآمدهزینه‌های مربوط به تولید محصولات فروخته شده

منظور از درآمد، میزان پولی است که از فروش یک محصول در مدت زمان مشخص به دست می‌آید. محاسبه درآمد باید قبل از اعمال هر گونه کسری صورت بگیرد. با کسر هزینه‌های تولید از درآمد می‌توانیم سود ناخالص ناشی از فروش محصولات را به دست بیاوریم.

تفاوت سود ناخالص و خالص

سود خالص سودی است که پس از کسر سایر هزینه‌ها مانند هزینه‌های عمومی، اداری و غیر عملیاتی باقی می‌ماند. این هزینه‌ها همان هزینه‌های ثابت هستند که با گذشت زمان تغییر چندانی نمی کنند.

تفاوت سود ناخالص و سود عملیاتی

سود ناخالص را نباید با سود عملیاتی اشتباه گرفت. در واقع سود عملیاتی با کم کردن هزینه‌های عملیاتی از سود ناخالص محاسبه می‌شود. به همین ترتیب، نباید سود ناخالص را به عنوان سود قبل از محاسبه بهره و مالیات هم در نظر گرفت.

سود ناخالص در مقابل حاشیه سود ناخالص

از سود ناخالص می‌توان برای محاسبه حاشیه سود ناخالص استفاده کرد. این معیار برای مقایسه بازدهی تولیدات شرکت در طول نحوه محاسبه حاشیه سود زمان بسیار مفید است. متاسفانه مقایسه سود ناخالص سالانه یا فصلی می‌تواند گمراه کننده باشد. به همین دلیل است که توجه به حاشیه‌ی سود ناخالص بسیار مهم است، زیرا بسیاری از کسب و کارهایی که افزایش سود ناخالص را همزمان با کاهش حاشیه‌ی سود ناخالص تجربه کرده‌اند، با مشکل مالی مواجه شده‌اند. برای افزایش فروش آنلاین این کسب و کارها خواندن مقاله ۳ راهکار برای افزایش فروش آنلاین و موفقیت در کسب و کار پیشنهاد می‌شود.

حاشیه سود ناخالص

فرمول محاسبه حاشیه سود ناخالص: حاصل تقسیم سود ناخالص بر فروش

اگرچه این نام‌ها بسیار شبیه هم هستند و حتی گاهی به جای هم بکار می‌روند ولی سود نا خالص به هیچ‌وجه با حاشیه سود ناخالص برابر نیست. در حالی که سود ناخالص بر حسب واحد پول است، حاشیه سود ناخالص بر حسب درصد بیان می‌شود. به همان اندازه که پیگیری سود ناخالص مهم است، پیگیری حاشیه سود ناخالص نیز اهمیت دارد زیرا اجازه نحوه محاسبه حاشیه سود می‌دهد تا شما روند سودآوری را بهتر بررسی کنید. فرمول حاشیه سود ناخالص به این شرح است: حاصل تقسیم سود ناخالص بر فروش.

مثالی از نحوه محاسبه سود ناخالص

در ادامه به مرور مثالی از نحوه‌ی محاسبه سود ناخالص و حاشیه سود ناخالص با استفاده از صورت حساب درآمد سال ۲۰۱۸ شرکت فورد موتور می‌پردازیم. ابتدا درآمد و هزینه‌های مربوط به بخش‌های مختلف این شرکت در سال ۲۰۱۸ را در جدول زیر مشاهده می‌کنیم.

سود ناخالص شرکت فورد

جدول دخل و خرج شرکت فورد

برای محاسبه‌ی سود ناخالص، ابتدا هزینه‌ کالاهای فروخته شده را جمع می‌کنیم که مقدار آن ۱۲۶۵۸۴ میلیون دلار است. در این مرحله هزینه‌های فروش، اداری و سایر هزینه‌ها را که جزئی از هزینه‌های ثابت هستند حساب نمی‌کنیم. سپس هزینه‌ کالاهای فروخته شده را از درآمد کم می‌کنیم تا سود ناخالص به دست بیاید: ۲۵۲۱۶=۱۲۶۵۸۴-۱۵۱۸۰۰ میلیون دلار.

برای به دست آوردن حاشیه سود ناخالص هم این مبلغ را بر درآمد تقسیم نحوه محاسبه حاشیه سود می‌کنیم: ۱۶.۶۱%= ۱۵۱۸۰۰/۲۵۲۱۶ . عدد به دست آمده در مقایسه با متوسط صنعت موتور که حدود ۱۴ درصد است مقدار مطلوبی است و نشان می‌دهد که فورد در مقایسه با همتایان خود بازدهی بیشتری دارد.

روش‌های بهبود حاشیه‌ سود ناخالص

برای بهبود بخشیدن به حاشیه‌ سود ناخالص، دو راه کلیدی وجود دارد. البته، هر دو روش به حرف شاید در ظاهر آسان باشند اما انجام آن‌ها در عمل دشوار است.

روش اول: افزایش قیمت کالا

افزایش قیمت‌ها، میزان فروش را کاهش می‌دهد و به دنبال آن حاشیه‌ سود ناخالص بهبود می‌یابد و اگر فروش بیش از حد زیاد باشد، ممکن است شما نتوانید به اندازه کافی از سود ناخالص برای پوشش هزینه‌های عملیاتی، درآمد ایجاد کنید. افزایش قیمت‌ها به مطالعه‌ی دقیق درباره‌ی نرخ تورم، عوامل رقابتی، عرضه‌ اولیه و تقاضا برای محصول نیاز دارد.

روش دوم: کاهش هزینه‌های تولید کالا

روش دوم بهبود حاشیه سود ناخالص، از طریق کاهش هزینه‌های متغیر برای تولید محصول انجام می‌گیرد. هزینه‌های متغیر را می‌توان با کاهش هزینه‌های مربوط به مواد‌ اولیه یا ساختن محصول پر بازده انجام داد. تخفیف‌های حجمی یک راه خوب برای کاهش هزینه‌ مواد اولیه است. هرچه مواد بیشتری را از یک تامین‌کننده خریداری کنید، بیشتر احتمال دارد تامین‌کننده تخفیف‌های خود را به شما ارائه دهد.

یکی‌دیگر از راه‌های کاهش هزینه‌ی مواد اولیه، یافتن منبع ارزان قیمت است. با این وجود، توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که منابع ارزان قیمت، ممکن است کیفیت محصول را کاهش دهند. چه شما در کار تولید باشید چه یک فروشنده عمده فروش یا خرده فروش و چه کارتان کسب و کارهای خدماتی باشد، همیشه باید در جستجوی راهی برای ارائه‌ی محصولات یا خدمات پر بازده باشید.

شما باید همیشه سعی کنید که میان بازده (کارایی) و کیفیت تعادل ایجاد کنید تا مطمئن شوید که از مسیر موفقیت منحرف نشده‌اید. برای مثال، بیایید نگاهی به سود ناخالص شرکت تولید پوشاک ABC انداخته و حاشیه سود ناخالص این شرکت را محاسبه کنیم.

در سال اول، فروش شرکت مذکور یک میلیون دلار و سود ناخالص آن ۲۵۰ هزار دلار بوده است که حاشیه سود ناخالص ۲۵ درصد (۲۵۰ هزار دلار تقسیم بر یک میلیون دلار) می‌شود. در سال دوم، فروش ۱/۵ میلیون دلار و سود ناخالص ۴۵۰ هزار دلار بوده است که حاشیه سود ناخالص ۳۰ درصد (۴۵۰ هزار دلار تقسیم بر یک و نیم میلیون دلار) می‌شود.

سود ناخالص شرکت ABC

محاسبه سود ناخالص شرکت ABC مثال خوبی از کاربرد این مفهوم است

واضح است که شرکت تولید پوشاک ABC، نه تنها سود ناخالص خود را در سال دوم افزایش داده، بلکه حاشیه‌ی سود ناخالصش نیز بالاتر رفته است. این شرکت در عین افزایش قیمت‌ها توانسته است هزینه‌های متغیر تامین مواد اولیه از تأمین‌کنندگان را هم کاهش دهد. همین امر موجب شده است راهی برای تولید لباس‌هایی با کارایی بیشتر (که معمولا به معنی کاهش ساعات کار برای تولید محصول است) پیدا کند. این شرکت توانست در سال دوم کار جالبی انجام داده و قیمت روی اجناس (اضافه‌بها یا سود فروش) خود را افزایش دهد. در ادامه بیشتر در خصوص اضافه‌بها توضیح خواهیم داد.

افزایش قیمت روی اجناس یا اضافه‌بها چیست؟

بسیاری از صاحبان کسب و کارها اغلب هنگامی که قیمت روی اجناس (اضافه بها یا سود فروش) را در ارتباط با حاشیه سود ناخالص افزایش می‌دهند،‌ گیج می‌شوند. این دو متغیر مفهوم یکسانی دارند. تنها تفاوت افزایش اضافه‌بها با حاشیه سود ناخالص، در این است که حاشیه‌ی سود ناخالص، برحسب درصدی از قیمت فروش شکل می‌گیرد، در حالی که افزایش اضافه‌بها به عنوان درصدی از هزینه‌ی فروشنده محاسبه می‌شود.

اضافه‌بها (یا سود فروش) به صورت زیر محاسبه می‌شود:

درصد سود فروش برابر است با اختلاف قیمت فروش و هزینه‌ی تولید، تقسیم برهزینه تولید.

به عنوان مثال، سود فروش شرکت تولید پوشاک ABC، را برای سال اول محاسبه می‌کنیم:

مقدار اختلاف یک میلیون دلار با ۷۵۰ هزار دلار، تقسیم بر ۷۵۰ هزار دلار = ۳۳/۳۰ ٪

اکنون، بیایید سود فروش شرکت تولید پوشاک ABC را برای سال دوم محاسبه کنیم:

(۱/۵ میلیون دلار – ۱/۰۵ میلیون دلار) / ۱/۰۵ میلیون دلار = ۴۲/۹ ٪

در حالی که محاسبه سود فروش برای یک سال یک کسب و کار بسیار ساده است، اما استفاده از این ابزار ارزشمند محاسبه‌ی ‌سود فروش برای به روزرسانی قیمت‌ها پیچیده است. با این حال، این ابزار بسیار مهم و حیاتی است. محاسبه‌ی سود فروش سال‌های گذشته به شما کمک می‌کند تا درک کنید که در گذشته در چه موقعیت و جایگاهی بوده‌اید. بدین ترتیب می‌توانید معیار موفقیت مناسبی برای خودتان تعیین کنید.

حاشیه سود ناخالص و اضافه بها

مفهوم حاشیه سود ناخالص و اضافه بها بسیار نزدیک به هم است

محدودیت‌های استفاده از سود ناخالص

صورت درآمد استانداردی که توسط موسسات خدمات مالی ارائه می‌شود ممکن است کمی با مقادیر سود ناخالص تفاوت داشته باشد. این صورت‌ها سود ناخالص را به عنوان بخشی جدا نمایش می‌دهند که تنها برای شرکت‌های دولتی قابل دسترس است. به همین دلیل است که سرمایه گذاران در بررسی درآمد شرکت‌های خصوصی باید اقلام هزینه‌ها را که در ترازنامه غیر استاندارد وجود دارند شناخته و خودشان از بین آن‌ها مواردی را که در محاسبه سود ناخالص به کار می‌روند تفکیک کنند.

چرا سود ناخالص مهم است؟

از آنجا که سود ناخالص بطور خاص با هزینه محصول فروخته شده در ارتباط است برای حسابداری شرکت‌ها مهم است. به عبارت دیگر داده‌های موجود منعکس کننده‌ی کارایی مدیریت یک شرکت در خرید لوازم، تخصیص نیروی کار یا تصمیم‌گیری درباره‌ کارخانه و محل تولید محصول است.

جمع بندی

در این مطلب به مرور مفهوم سود ناخالص و شیوه محاسبه آن پرداختیم. شاید فکر کنید دانستن این مفاهیم فقط برای شرکت‌های بزرگ مفید است. اما اگر شما هم کسب و کار شخصی خود را دارید یا حتی به صورت فریلنسری یا دورکاری مشغول به کسب درآمد هستید می‌توانید از این فرمول‌ها برای محاسبه سود واقعی خودتان در مقابل هزینه‌ها استفاده کنید. در نهایت پس از حساب و کتاب، سود حاصل شده را به دست می‌آورید. فراموش نکنید که اگر درآمد شما دلاری است، برای نقد کردن درآمد ارزی خود با کارشناسان نیک پرداخت با کلیک روی بنر زیر تماس بگیرید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.