الگوی دو قله سقف


الگوهای کلاسیک

الگوهای کلاسیک بخش مهمی از تحلیل تکنیکال هستند که به راحتی می‌توان در هر نمودار و هر تایم فریم آن‌ها را مشاهده نمود.الگوهای کلاسیک می‌توانند به عنوان سیگنالی برای پیش بینی و یا ورودوخروج معامله گر مورد استفاده قرار گیرد. به ‌طور کلي الگوهای کلاسیک به دودسته بازگشتی و ادامه دهنده الگوی دو قله سقف تقسيم مي‌شوند.الگو بازگشتی زمانی رخ میدهد که در محدوده قیمتی ازانتهای روند فروشندها بر خریداران قالب میشوند که قیمت توان گذر از آن محدوده را ندارد و قیمت شروع به اصلاح میکند،و بااستفاده از قوانین الگوها می توان میزان کاهش قیمت را پیش بینی کرد. برای اطمینان از تغییر روند از واگرایی اندیکاتورهای (مکدی_ار اس ای)کمک می گیریم که مهر تایید بر الگوهاهستند. الگوهای سر و شانه، سقف و کف دوقلو جزء بازگشتی ها هستند. در الگو ادامه دهنده روندها بعد از افزایش قیمت تصمیم به استراحت میگیرند که برای مدت زمانی در همان محدوده ها نوسان کنند که بعد از گذشت زمان خریدار و فروشنده بر سر یک قیمت همنظر میشوند و در نهایت به مسیر قبلی خود ادامه می دهند . الگو پرچم،مثلث ،کنج در دسته الگوهای ادامه‌دهنده قرار مي‌گيرند.

الگوی سر و شانه: اين الگو در تايم فريم‌های مختلفی تشکيل مي‌شوند، ولي بيشترين استفاده در تايم روزانه است.اين الگو يکی از الگوهای برگشتی کلاسيک به‌حساب مي‌آيد. زمانی که قیمت بتواند از خط گردن با حجم معاملات بالا و گپ معاملاتی يا به همراه يک کندل قوی اين خط را رد کند و طی 3روز متوالی قیمت پایینتر از آن بسته شود به‌منزله شکست خط گردن تلقی خواهد شد.گاهی اوقات قیمت بعد از خارج شدن دوباره خط گردن را لمس میکند که اصلاحا به آن پولبک می گویند. هدف قيمتی اول از شانه تا خط گردن و هدف دوم به اندازه فاصله سر تا خط گردن می باشد. نکته ای که حائز اهمیت است اینکه هر چه شانه چپ و راست ازنظر بازه زمانی و تغییرات قیمتی به هم نزدیکتر باشند الگو اعتبار بیشتری دارد ، و همچنین صاف بودن خط گردن به اعتبار الگو می افزاید .

1 5

الگوی سقف دوقلو: اين الگو نيز همانند الگوی سرشانه يک الگوی بازگشتی است. سقف دوقلو يک سيگنال نزولي در بازار است . برای تایید الگو حتما از واگرایی در اندیکاتور مکدی در قله دوم کمک میگیریم و در صورت عبور از خط گردن با حجم بالا و تثبیت قیمت در پایینتر از آن میگوییم سقف دوقلو شکل گرفته است .هدف قيمتی به‌اندازه فاصله سقف الگو تا خط گردن می باشد.

2 4

الگوی کف دوقلو:الگو کف دوقلو الگو باز گشتی ونشانه شروع روند صعودی در بازار تلقی می شود که حتما برای تایید الگو بایستی نمودار قیمت را با اندیکاتورها ترکیب کنیم . برای ورود به معامله در صورت مشاهده این الگو به دو صورت بای لیمیت و بای استاپ میتوان عمل کرد که این دو پوزیشن به استراتژی معاملاتی هر فرد بستگی دارد.

3 4

الگوی پرچم: اين الگو يکی از الگوهای ادامه‌دهنده در تحليل تکنيکال است. تشکيل این الگو پس از يک‌روند پرقدرت شکل می گیرد که موجب استراحت و تجديدقوا به منظور ادامه روند اصلی مي‌شود.ولی در بعضی مواقع باعث تغيير روند در يک سهم خواهد شد مثلا زمانی که سهم وارد الگو شده و به‌صورت عکس از الگو خارج شود، باعث تغيير روند مي‌شود. باید در نظر داشت که به هیچ عنوان قبل از شکست خط و تثبیت الگوی دو قله سقف آن در جهت ادامه روند ،تصمیم به معامله نمیگیریم . هدف قيمتی اول به حد فاصل سقف و کف ، هدف دوم به‌اندازه پایه پرچم می باشد .

در تصویر زیر، سمت چپ الگوی پرچم و سمت راست الگوی مثلث را مشاهده می کنید:

7 4

الگوی مثلث :اين الگو یکی از الگوهای ادامه‌دهنده است ،ولی می تواند بصورت الگو بازگشتی هم عمل کند . تغييرات قيمت در مثلث متقارن به این صورت هست که سقف ها پایین تر از سقف قبلی و کف ها بالاتر از کف قبلی قرار می گیرند. ولی در مثلث نامتقارن تغییرات قیمت در سقف باهم برابر است ولی هر چه به کنج مثلث نزدیک می شویم کف ها بالاتر از کف قبلی قرار می گیرند. معمولا شکست های مثلث در مقاومت رخ می دهند که مي توان انتظار داشت به اندازه قاعده اولين حرکت داخل مثلث درجهت بالا به روند خود ادامه دهد نکته ای که لازم است بدانیم اینکه هیچگاه مجاز به معامله در داخل مثلث نیستیم ما منتظریم تا شکست الگوی دو قله سقف رخ دهد ،که دراین صورت هست تصمیم به معامله میگیریم .

5 4

همچنین چنانچه یک مستطیل مانند شکل زیر تشکیل شود، الگوی مستطیل شکل میگیرد:

4 6

الگوی کنج:این الگو مانند سایر الگوها دو نوع صعودی و نزولی دارد که بعد از شکست هرکدام از ضلع ها صعودی یا نزولی بودن آن مشخص می شود. معمولا این الگو را در دسته الگوهای ادامه دهنده قرار می دهند. این الگو از دو خط روند همگرا تشکیل می شود که در آخر همدیگر را قطع میکنند. هرچه به انتها نزدیک میشویم فشردگی قیمت بیشتر می شود و به نسبت حجم آن کاهش میابد وانتظار می رود هنگام وقوع شکست ضلع بالا حجم آن افزایش چشمگیری داشته باشد آن زمان است که از شکل گیری این الگو اطمینان حاصل می شود که تصمیم به معامله میگیریم .

الگوهای برگشتی (قسمت اول)

الگوهای کلاسیک اشکالی معنی دار تشکیل شده از امواج تغییرات قیمتی در بازار می باشند که از روی تشکیل آنها میتوان موج ها یا هدف های قیمتی جدیدی را پیش بینی کرد. در استفاده از الگوها حتما باید تا تشکیل کامل الگو صبر کرد و در نقطه صحیح و پیش بینی شده وارد شد.

نکات اساسی مشترک در الگوهای برگشتی

  1. لازمه شروع هر الگوي برگشتی وجود یک روند اولیه می باشد.
  2. اولین اخطار براي ایجاد برگشت روند اکثراً زمانی ساطع می شود که یکی از خطوط روند شکسته شود.
  3. بزرگ بودن الگو نشانه بزرگ بودن (ارتفاع و پهنا)تحرکات بعد از آن می باشد.
  4. الگوهاي سقف معمولا دوره زمانی کوتاه تر و نوسان بلندتري نسب به الگوهاي کف دارند. به همین دلیل است که خرید در کف به مراتب ساده تر از فروختن در سقف می باشد.
  5. کف ها معمولا تغییرات قیمت کمتري دارند و زمان بیشتري براي تشکیل شدن صرف می کنند.
  6. حجم معمولا در نقاط سقف اهمیت فوق العاده اي دارند.

الگوی سقف دوقلو

الگوی سقف دوقلو یک الگوی نزولی بازگشتی است که معمولا روی نمودارهای میله‌ای، خطی و نمودارهای شمعی یافت می‌شود. همانطور که از نام آن مشخص است، این الگو از دو قله متوالی تشکیل شده که تقریبا مساوی هم هستند و یک دره متوسط در بین آنها وجود دارد.

ممکن است انواع مختلفی از این الگو وجود داشته باشد. الگوی کلاسیک سقف دوقلو حتی اگر نشان از تغییراتی بلندمدت نداشته باشد، حداقل یک تغییر متوسط در تغییر روند صعودی به نزولی را خواهد داشت. بسیاری از الگوهای احتمالی سقف دوقلو می‌تواند در طول مسیر صعودی ایجاد گردند اما تا زمانی که حمایت اصلی شکسته نشود، بازگشت قیمت نمی‌تواند مورد تایید قرار گیرد.

نکات مهم در الگوی سقف دو قلو به شرح زیر می باشد:

۱ روند قبلی: قبل از تشکیل هر الگوی بازگشتی، باید یک روند وجود داشته باشد که بتوان بازگشتی برای آن متصور بود. در مورد سقف دوقلو، باید وجود یک روند صعودی چندماهه قبل از شکل‌گیری الگو وجود داشته باشد.

۲ اولین قله: اولین سقف (قله) می‌بایست بالاترین قیمت در روند کنونی باشد. در سقف اول به نظر می‌رسد که روند در حال ادامه دادن روند است و هیچ تهدیدی متوجه روند نیست.

۳ دره: بعد از تشکیل اولین سقف یا قله، یک نزول موقتی در حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد شکل می‌گیرد. حجم معاملات در حین نزول قیمت از سقف اول معمولا ناچیز است. شکل دره بعد از سقف اول می‌تواند گاهی اوقات کمی گرد باشد که نشانه تقاضای ملایم در سهم است.

۴ دومین قله: بعد از تشکیل دره معمولا حرکت قیمت با حجم کم همراه می‌شود و در محدوده‌ی قیمتی قله قبلی، قیمت با مقاومت مواجه می‌شود و سقف (قله) دوم تشکیل می‌گردد. حتی بعد از مواجه شدن با مقاومت، تشکیل شدن سقف دوقلو در حد احتمال است و الگوی سقف دوقلو هنوز تایید نشده است. دوره زمانی بین دو سقف معمولا ۱ تا ۳ ماهه است ولی می‌تواند از چندهفته تا چندماه متغیر باشد. در تشکیل الگوی سقف دوقلو سقف‌های دقیق ارجحیت دارند ولی تغییر ۳ درصدی قله‌ها نسبت هم نیز قابل قبول است.

۵ نزول از قله دوم: حتی بعد از نزول قیمت از قله دوم، الگوی سقف دوقلو و تغییر روند هنوز کامل نشده است. شکست حمایت به سمت پایین که قبلا در پایین‌ترین نقطه بین قله‌ها تشکیل شده، الگوی بازگشتی سقف دوقلو را تکمیل می‌کند. این شکست می‌بایست با قدرت و افزایش در حجم معاملات همراه باشد.

۶ تبدیل حمایت به مقاومت: حمایت شکسته شده تبدیل به مقاومت می‌شود و گاهی اوقات قیمت مجددا به این سطح مقاومت (که قبلا حمایت بوده) اصطلاحا پولبک می‌زند. چنین برگشت‌های موقت و برخورد به مقاومت، معمولا فرصتی برای خروج است.

۸ هدف قیمت: فاصله بین حمایت شکسته‌شده تا قله‌ی الگو را می‌توان از سطح حمایت رو به پایین محاسبه نمود تا هدف قیمتی این الگو بدست آید. بنابراین هرقدر الگوی تشکیل شده بزرگ‌تر باشد، پتانسیل افت قیمت بیشتری نیز در نزول احتمالی وجود خواهد داشت.

الگوی کف دوقلو

الگوی بازگشتی کف دوقلو یک الگوی صعودی است که معمولا نمودارهای میله‌ای، خطی و شمعی تشخیص داده می‌شود. همانطور که از نام آن مشخص است، الگو از دو دره (کف) متوالی که تقریبا با هم برابرند تشکیل شده است و یک قله متوسط در وسط آنهاست. در نظر داشته باشید، الگوی کف دوقلو روی نمودار نقطه و رقم کاملا متفاوت است و یک الگوی نزولی محسوب می‌شود.
اکثر الگوهای احتمالی کف دوقلو می‌توانند در مسیر نزول شکل بگیرند اما تا زمانی که حمایت کلیدی شکسته نشده است، تغییر روند مورد تایید نخواهد بود.

نکات مهم در الگوی کف دو قلو به شرح زیر می باشد:

۱- روند قبلی : برای شکل‌گیری هر الگوی بازگشتی کف دوقلو، طبیعتا باید یک روند نزولی قابل توجه و کاملا مشخص وجود داشته باشد. بنابراین وقتی هیچ روندی حاکم نیست نباید اشکال احتمالی را یک الگوی کف دوقلو دانست.

۲- کف (دره) اول : کف اول می‌بایست در پایین‌ترین نقطه روند فعلی باشد. بنابراین، اولین کف به ظاهر یک کف معمولی است و پس از تشکیل کف اول، به نظر می‌رسد که روند نزولی ادامه دارد.

۳- قله : بعد از تشکیل کف اول، یک الگوی دو قله سقف قله شکل می‌گیرد که معمولا بین ۱۰ تا ۲۰ درصد از کف فاصله دارد. حجم معاملات در این نقطه معمولا نسبت به کف تشکیل شده، پایین‌تر است. قله برخی اوقات ظاهری تیز و گاهی نیز ظاهر گردمانند دارد؛ قیمت گاهی در نزول کمی تعلل می‌کند که نشان از افزایش موقتی تقاضاست ولی این افزایش تقاضا خیلی قدرتمند نیست و سرانجام قیمت نزول می‌کند.

۴- کف دوم : نزول از سقف معمولا همراه با حجم کمی صورت می‌گیرد و با حمایت تشکیل شده از کف قبلی برخورد می‌کند. واکنش قیمت به حمایت قبلی موردانتظار است اما حتی پس از واکنش قیمت به حمایت، هنوز تشکیل کف دوقلو قطعی نشده است.
بازه زمانی بین دو کف متفاوت است و معمولا بین چندهفته تا ۱ تا ۳ ماه طول می‌کشد. ترجیح این است که تشکیل دو کف دقیقا در یک خط باشد ولی جا برای بالاتر یا پایین‌تر تشکیل شدن کف ( تا ۳ درصد اختلاف نسبت به کف قبلی ) وجود دارد.

۵- بعد از کف دوم : حجم معاملات در کف دوقلو اهمیت بیشتری نسبت به سقف دوقلو دارد. برای معتبر بوده الگو، باید فشار خرید و حجم معاملات در حالی که قیمت از کف دوم در حال صعود است افزایش یابد. یک صعود شتاب‌گرفته که دارای یک یا دو گپ نیز است نشانگر این است که تمایل زیادی برای تغییر روند وجود دارد.

۶- شکست مقاومت : حتی با حرکت قیمت به سمت مقاومت، کف دوقلو هنوز تایید نشده است و این الگو زمانی تایید می‌شود که مقاومت پیش‌ رو (مقاومت ناشی از سقف قبلی) با قدرت شکسته شود.

۷- تبدیل مقاومت به حمایت : مقاومت شکسته شده به یک حمایت احتمالی تبدیل می‌شود و احتمال وجود یک پولبک نیز وجود دارد. این پولبک فرصت دوباره‌‌ای برای ورود به سهم و بهره‌گیری از روند صعودی است.

۸- هدف قیمت : فاصله بین مقاومت شکسته شده تا کف، مقداری است که هدف تئوریک سهم محسوب می‌شود. بنابراین هرقدر این الگو بزرگ‌تر باشد، بعد از شکست مقاومت، قیمت نیز رشد احتمالی بیشتری خواهد داشت.

سقف و کف سه‌قلو

این الگوها نیز همانند الگوهای سقف و کف دوقلو یک الگوی بازگشتی بوده و فقط به‌جای دوقلو به سه‌قلو تبدیل می‌شود و به بیان دیگر به‌جای «دو سقف یا کف» به «سه سقف یا کف» تبدیل می‌شود.

الگوی Double Top یا دو قله

الگوی Double top

الگوی Double top که در فارسی به آن دوقله و یا دو سقف نیز گفته می‌شود یک الگوی چارت است. دو قله زمانی تشکیل می‌شود که قیمت دو بار به بالاترین حد خود در یک بازه زمانی مشخص می‌رسد و در تلاش دوم بازهم شکست می‌خورد. این الگو شامل دو قله تقریبا یکسان و یک پایین یا دره بین آنها است. این الگو نقطه مقابل الگوی Double Bottom است.

الگوی Double top یا دوقله وقتیکه تشکیل می‌شود شبیه حرف M در زبان انگلیسی می‌شود و نشانه‌ای از شروع یک روند نزولی است.

تصحیح یا Pullback که در بین این دوقله رخ می‌دهد اغلب متوسط یا کوتاه است.

همچنین در ادامه این الگو یک سطح حمایت ضعیف تشکیل می‌شود که این سطح در حدود سطح Neckline قرار دارد. زمانی‌که قیمت از این سطح حمایت عبور می‌کند الگو تایید شده است

الگوی دو قله - Double top pattern

الگوی دو قله در یک روند صعودی تشکیل می‌شود و با عبور قیمت از سطح حمایت روند قیمت‌ها معکوس و نزولی می‌شوند. پس از عبور از سطح حمایت این سطح به یک سطح مقاومت تبدیل می‌شود.

رویکردی محافظه‌کارانه‌تر برای ورود به بازار در هنگام تشکیل الگوی Double top این است که پس از اینکه قیمت‌ها Neckline یا سطح حمایت جدید را دوباره آزمایش کردند و شکست خوردند وارد بازار شویم.

double top pattern

برای آشنایی بیشتر با الگوی دو قله از دقیقه 48:15 تا 49:25 فیلم آموزش کامل تصویری تحلیل تکنیکال، بهترین استراتژی تحلیل تکنیکال از صفر تا صد را تماشا کنید.

الگوی سر و شانه سقف و کف در تحلیل تکنیکال

الگوی سر و شانه از الگوهای برگشتی می باشد. همان طور که از نام گذاری مشخص است، الگوهای برگشتی، الگوهایی می باشند که روند قیمت در آنها تغییر جهت می دهد. در این مقاله به الگوی بازگشتی سر و شانه که از مهمترین الگوهای بازگشتی می باشد می پردازیم. با ما همراه باشید.

شکل گیری الگوی سر و شانه سقف

مطابق شکل 1، تا نقطه A موج صعودی شکل گرفته است. حجم معاملات نیز با افزایش قیمت افزایش می یابد و به سطوح بالای جدیدی می رسد که کاملا طبیعی است. در نقطه c یک چارتیست هوشیار ممکن است متوجه شود که حجم در روند افزایشی که از نقطه A شروع شده کمی کمتر از موج قبلی است. این تغییر به خودی خود اهمیتی ندارد اما به عنوان یک چراغ زرد در ذهن تحلیل گر باقی می ماند.

قیمت دوباره شروع به افت می کند تا نقطه D و حتی ممکن است آشفتگی بیشتری هم به وقوع بپیوندد و نقطه D در پایین تر از نقطه B قرار گیرد. طی یک موج افزایشی قیمت دوباره به نقطه E می رسد ولی قادر به رسیدن به حد بالایی در نقطه c نخواهد بود. اینجا نیز حجم معاملات نسبت به دو قله دیگر کمتر می شود (آخرین موج در نقطه E معمولا به حدود نصف یا دو سوم فاصله بین نقطه C تا D می رسد). برای ادامه روند صعودی هر کدام از نقاط بالایی باید از نقطه بالایی موج پیش از خود فراتر بروند. با ناتوانی صعود موج E در رسیدن به قله قبلی در نقطه C نیمی از ملزومات برای شروع روند نزولی جدید را که اصطلاحا موج پایین رونده نامیده می شود به دست می آید.

در این زمان شکست خط روند اصلی بالایی که پیش از این در نزول نقطه D شکسته شد همچنان اهمیت خود را به عنوان یک اخطار حفظ می کند. اما علی رغم همه این هشدارها تنها چیزی که ما می دانیم این است که روند از حالت صعودی به حالت مستقیم تغییر شکل داده که این ممکن است باعث نقد کردن خریدها در بازار شود اما به اندازه کافی توجیه کننده موقعیت فروش نیست.

الگوی سر و شانه

شکل 1- الگوی سر و شانه سقف

شکسته شدن خط گردن و کامل شدن الگو

خط نسبتا صافی را می توان در زیر نقاط پایینی رسم کرد (نقاط B و D) که خط گردن نامیده می شود (به خط 2 در شکل 1 نگاه کنید). این خط عموما صعودی با شیب ملایم مثبت است (اگرچه برخی اوقات این خط کاملا افقی یا صاف و در مواقع نادری الگوی دو قله سقف شیب نزولی دارد). عامل تعیین کننده در الگوی بازگشتی سر و شانه ها، شکست قطعی خط گردن است. در این حال قیمت در حوالی خطوط روند مربوط به کف ها در نقاط B و D نوسان کرده است و خط حمایت را شکسته و تقریبا همه چیز برای آغاز یک روند نزولی و موج های نزولی آماده است. روند نزولی جدید سقف ها و کف های کاهشی دارد که نقاط C، D، E و F هستند. حجم معاملات با شکسته شدن خط گردن باید به طور چشمگیری افزایش یابد. البته افزایش قابل ملاحظه در حجم معاملات در یک روند کاهشی در مراحل اولیه بازار از اهمیت زیادی برخوردار نمی باشد.

حرکت برگشتی (پولبک) به خط گردن

معمولا یک حرکت برگشتی به صورت جهش به بالاتر از خط گردن یا تا حد نقطه پایینی قبلی یعنی نقطه D (به نقطه G نگاه کنید) رخ می دهد که هر دو این ها به عنوان مقاومت برای روند شناخته می شوند. البته وقوع حرکت برگشتی به خط گردن حتمی نیست و گاهی نیز یک جهش بسیار کوچک است. حجم معامله در این هنگام می تواند در تشخیص اندازه این جهش کمک کننده باشد. اگر شکست اولیه خط گردن با معاملات سنگینی انجام شده باشد احتمال وقوع بازگشت کم است زیرا افزایش فعالیت، روند نزولی را با قدرت بیشتری مشخص می کند.

معاملات کمتر در هنگام شکست خط گردن، احتمال وقوع برگشت بیشتری را به همراه دارد. البته جهش باید با حجم معاملات کمی همراه بشود ولی روند نزولی جدید بعدی همراه با فعالیت های معاملاتی بیشتری خواهد بود.

جمع بندی و خلاصه الگوی سر و شانه سقف

در ادامه نکات اصلی مربوط به الگوی سر و شانه سقف را مرور می کنیم.

1- وجود یک روند صعودی اولیه

2- شانه چپ حجم معاملات سنگین تری دارد (نقطه A) و با یک موج نزولی به حفره نزولی B منتهی می شود.

3- موج دوم برای صعود آغاز می شود که با حجم معاملات کمتری همراه است (نقطه C).

4- کاهش بعد از قله دوم یعنی تا پایین تر از قله اول (نقطه A) ادامه می یابد و به سمت پایین ترین نقطه حفره نزولی قبلی حرکت می کند (نقطه D).

5- موج سوم (موج D-E) آغاز می شود و حجم معاملات کم آن قابل توجه می باشد و هرگز نمی تواند به قله قبلی صعود کند (نقطه C)

6- الگو با شکسته شدن خط گردن کامل می شود.

7- حرکت برگشتی به سمت خط گردن (نقطه G) صورت می گیرد و در ادامه، روند نزولی را به دنبال دارد.

زمان تکمیل الگوی بازگشتی سر و شانه

آنچه کاملا مشهود است وجود سه موج در این نوع الگو است. موج میانی (سر)، بلندترین ارتفاع را نسبت به دو شانه (نقاط A و E) دارا است. الگو تا زمانی که نمودار قیمت، خط گردن را به طور قطع نشکند و قیمت زیر آن قرار نگیرد کامل نمی شود. در این جا دوباره نفوذ در حد 1 تا 3 درصد زیر خط گردن برای ما ملاک می باشد. یا اینکه به طور قطع (مثلا دو روز کاری) قیمت زیر خط گردن بسته شود که در این حالت شکسته شدن خط گردن تایید می شود. اما تا زمانی که در موج نزولی، خط گردن شکسته نشود همواره احتمال اینکه یک الگوی واقعی سر و شانه نداشته باشیم وجود دارد و ممکن است روند رو به بالا مجددا آغاز شود.

پیدا کردن قیمت هدف در الگوی بازگشتی سر و شانه

نحوه به دست آوردن هدف قیمتی در الگوی سر و شانه با توجه به ارتفاع الگو تعریف می شود. فاصله عمودی سر (نقطه C) را تا خط گردن محاسبه کنید. طبق این الگو قیمت به اندازه فاصله محاسبه شده، از محل شکسته شدن نمودار قیمت توسط خط گردن کاهش می یابد. برای مثال در شکل 1، بالاترین نقطه سر مقدار 102 را نشان می دهد و بردار عمودی رسم شده از نقطه C، خط گردن را در مقدار 82 قطع کرده است. این 20 واحد باید از سمت پایین روند نزولی جایی که خط گردن شکسته می شود نیز محاسبه شود. بنابراین با توجه به اینکه خط گردن، نمودار قیمت را در مقدار 85 شکسته است در این صورت قیمت هدف طبق این الگو، 20 واحد کمتر یعنی 65 می باشد. بنابراین طبق الگوی بازگشتی سر و شانه قیمت تا مقدار 65 کاهش می یابد.

نکته مهمی که باید خاطر نشان کرد این است که قیمت هدفی که محاسبه می شود در واقع کمترین مقدار مورد انتظار از تغییرات است. قیمت اغلب نوسان قابل توجهی در اطراف هدف دارد و معمولا بیشتر از قیمت هدف تغییر می کنند. داشتن یک قیمت هدف، ابزار مفیدی است که در تشخیص پتانسیل تغییرات یک سهم برای رسیدن به حد مورد انتظار به ما کمک می کند. تخطی بازار از اهداف تعیین شده قیمت، حداقل اتفاقی است که ممکن است بیفتد. بیشترین میزان تغییر معمولا از حرکات قبلی الگو به دست می آید. برای مثال اگر هنگام رشد، قیمت از 30 به 100 رسیده باشد بیشترین میزان افت برگشت از بالاترین نقطه الگو که همان سر می باشد، به نقطه 30 می باشد. در الگوهای برگشتی می توان گفت که حداکثر تغییر، رسیدن به آنجایی است که در ابتدا بوده است.

در شکل 2 مورد دیگری از الگوی بازگشتی سر و شانه سقف نشان داده شده است. برای به دست آوردن قیمت هدف در موج نزولی پایانی، کافی است فاصله قائم بین سر و خط گردن را محاسبه کرد و به همین اندازه برای سهم از محل برخورد خط گردن با نمودار قیمت، افت قیمت در نظر گرفت.

الگوی بازگشتی سر و شانه

شکل 2- الگوی بازگشتی سر و شانه

شیب خط گردن در الگوی سر و شانه سقف

خط گردن در الگوی سر و شانه سقف معمولا شیب ملایم و رو به بالایی دارد. برخی اوقات این خط افقی می شود. ولی این دو حالت تفاوت چندانی با هم ندارند. هرگاه خط گردن در الگوی سر و شانه سقف دارای شیب نزولی شود نشانه ضعیف بودن بازار است و اغلب به دنبال آن شانه راست ضعیفی نیز شکل می گیرد.

تحلیل گر تا الگوی دو قله سقف شکسته شدن خط گردن صبر می کند و اگر قصد فروش داشته باشد باید کمی بیشتر صبر کند زیرا در حالتی که شیب خط کاهشی باشد اخطار فروش دیرتر صادر می شود. در الگوهای پایه ای، خطوط گردن اغلب دارای شیب ملایم رو به پایینی می باشند. خط گردن صعودی نشانه قدرت بالای بازار است ولی باز هم این مشکل وجود دارد که اخطار دیر هنگام صادر می شود.

اهمیت حجم معامله

همان طور که حجم معامله در همه الگوهای قیمت اهمیت زیادی دارد، در الگوهای سر و شانه واقعی نیز نقش بسیار مهمی را در تایید آن بازی می کند. به عنوان یک قانون کلی قله دوم (قسمت سر) باید با مقدار حجم معامله کمتری نسبت به شانه چپ همراه باشد. این یک شرط لازم نیست اما وقوع این اتفاق می تواند یک اخطار زود هنگام مبنی بر کاهش فشار خرید نسبت به قله قبلی تلقی گردد. مهمترین اخطار حجم معاملات در موج سوم رخ می دهد (شانه راست). حجم باید در این قله به میزان قابل توجهی نسبت به دو قله قبلی کمتر باشد. سپس هنگام شکسته شدن خط گردن حجم باید بیشتر شود و در زمان انجام حرکت برگشتی به خط گردن باید میزان کمتری داشته باشد و در نهایت وقتی حرکت بازگشتی اتفاق می افتد افزایش مجدد یابد. (به شکل 1 توجه شود)

همان طور که پیشتر اشاره شد حجم نقش کم رنگ تری را در هنگام تکمیل قله ها بازی می کند اما در برخی نقاط برای ادامه روند کاهشی، حجم معامله باید افزایش پیدا کند. حجم معامله در نقاط قعر یا پایینی نقش بسیار مهمی را بازی می کند.

الگوی سر و شانه کف یا معکوس

در الگوی سر و شانه معکوس ، سه موج نزولی مهم و یا سه فرورفتگی وجود دارد و قسمت سر اندکی از دو حفره دیگر پایین تر می باشد. برای به دست آوردن قیمت هدف طبق این الگو، کافی است فاصله قائم سر تا خط گردن را محاسبه کنیم و به همین میزان، فاصله از محل شکسته شدن خط گردن توسط نمودار قیمت در نظر بگیریم تا قیمت هدف به دست آورده شود.

الگوی سر و شانه معکوس

شکل 3- الگوی بازگشتی سر و شانه معکوس

تفاوت های الگوهای سر و شانه سقف و کف

در الگوی بازگشتی سر و شانه معکوس نیز شکسته شدن خط گردن برای کامل شدن آن ضروری است و تکنیک های محاسبه قیمت های هدف مانند الگوی سر و شانه های سقف می باشد. تنها تفاوت جزئی که در کف می تواند وجود داشته باشد این است که تمایل بیشتری برای حرکات بازگشتی به سمت گردن وجود دارد که بعد از موج نزولی اتفاق می افتد.

بزرگترین تفاوت بین این دو نوع الگوی بازگشتی سر و شانه، در قسمت حجم معاملات می باشد. حجم معاملات در نمودار سر و شانه معکوس نقش به مراتب مهم تری را در شناسایی و تکمیل الگو بازی می کند. این نکته در مورد اغلب الگوهای کف وجود دارد. در کف های بازار، برای آغاز روند افزایشی جدید، نیاز به افزایش قابل توجهی در فشار خرید وجود دارد که این مورد در حجم معاملات منعکس می شود.

راه تکنیکی تر برای بررسی این تفاوت این است که هر بازار پس از فقط یک رکود یا سکون می تواند نزول کند. کاهش تقاضا یا تمایل برای خرید در میان معامله گران اغلب برای هدایت بازار به سمت نزول کافی است اما بازار پس از سکون و ناکارایی نمی تواند ناگهان صعود کند. قیمت ها تنها در صورت برتری یافتن تقاضا بر عرضه و هجوم بیشتر خریداران نسبت به فروشندگان می توانند صعود کند.

الگوی حجم معامله در کف، بسیار به موردی که برای سقف ها در نیمه نخست الگو اتفاق می افتد شبیه است. به این معنی که حجم معامله در قسمت سر نسبت به شانه چپ کمی کمتر است. موجی که از قسمت سر شروع می شود نه تنها باید افزایش فعالیت خریداران را نشان دهد بلکه میزان حجم باید از حدی که در موج مربوط به شانه چپ اتفاق می افتد فراتر برود. موج نزولی به سمت شانه راست باید با حجم معامله پایین تری همراه شود. نقطه بحرانی در موج مربوط به عبور از گردن اتفاق می افتد. در صورتی که شکستن خط گردن با اطمینان اتفاق بیفتد قطعا شاهد افزایش انفجاری در حجم معاملات خواهیم بود.

این نقطه جایی است که کف از سقف بیشترین اختلاف را دارد. در کف، زیاد بودن حجم معاملات به طور واضح یک عامل اساسی برای تکمیل یک الگوی واقعی است. حرکت بازگشتی در کف ها بر خلاف سقف ها اتفاق بسیار رایجی است و همراه با حجم معاملات کمتری است. به علاوه روند صعودی جدید باید همراه با حجم معاملات سنگینی باشد. تکنیک های اندازه گیری دقیقا مشابه الگوی سر و شانه سقف است.

معاملات با استفاده از الگوی دو قله

ساختار دابل تاپ به عنوان محبوب ترین الگوهای ترند تکنیکال معکوس، در بازار سرمایه است. این الگوها، بوسیله توسعه ساختاری درونی به شکل های «M» و «W» (دارای 2 قله و 2 دره) شناخته می شوند. با توجه به ماهیت فراکتال بازارهای مالی، معامله گر تکنیکال می تواند این ساختارها را در هر بازه زمانی، از محدوده روزانه گرفته تا ماهانه، بررسی کند.
شناسایی ساختار دابل تاپ آسان است ، بویژه اگر ارتفاع قله دوم بیشتر از قله قبل یا اول باشد این کار ساده تر خواهد شد. این حالت معمولاً زمانی اتفاق می افتد که معامله گر برای یک ترند صعودی ادامه دار یا تله بازار صعودی منتظر می ماند.

قوانین تنظیمات الگوی دو قله

همانطور که در شکل زیر می بینید ،سیگنال ورود به معاملات زمانی به معامله گر داده می شود که ، قیمت دچار شکست شود و به زیر یا بالای سویینگ بین دو قله یا دو دره برسد.

استاپ لاس در بالای آخرین قله یا در زیر آخرین دره قرار داده می شود.در این الگوها، فاصله بین نقطه ورودی و قله قبلی (یا دره قبلی) سویینگ نامیده می شود. این الگو راه مناسبی برای شناسایی سطح سود تارگت مورد نظر است. براساس قوانین تکنیکال،اگر اندازه سویینگ 50 پیپ باشد، تارگت سود از سطح ورودی برابر با 50 پیپ در نظر گرفته می شود.

رفتار ساختار 2 قله و 2 دره

توماس بولکایسکی، در « دایره المعارف الگوهای نموداری» به شرح چگونگی رفتار این الگو با توجه به تغییرات بوجود آمده در شکل آن مانند گرد یا تیز بودن نوک قله پرداخته است. او معتقد است که به طور میانگین، احتمال ایجاد نقطه سر به سر و میزان شکست الگوی دو قله برابر با 11.5% است در حالی که این رقم در الگوی 2 دره برابر با 6.5% است. با این وجود تمایل رسیدن ساختار دو قله به تارگت قیمتی، برابر با 71.5% است اما این میزان در الگوی دو دره برابر با 51.25%می باشد.
بولکایسکی در ادامه می افزاید که برخی از گونه های متفاوت این ساختار که در دامنه محدودتری برنامه ریزی شده اند، عملکرد بهتری نسبت به ساختارهایی داشته اند که در محدوده وسیع تری وارد عمل شده بودند.

در این مقاله آموزشی، به مرور یک ساختار معکوس، به نام دو قله و دو دره پرداختیم که یک معامله گر تکنیکال می تواند با استفاده از اطلاعات داده شده نسبت زیان/سود خود را در صورت هم جهت شدن با ترند، افزایش دهد.

در موضوع بعدی، به استفاده از ابزار فیبوناچی به عنوان یک اصلاح کننده و بسط دهنده برای شناسایی فرصت های معاملاتی می پردازیم.

پیشنهادات بیشتر در صورت استفاده از الگوی دو قله و دو دره

در مثال های زیر به بررسی چندین موقعیت مناسب برای ورود به معاملات می پردازیم. همان طور که می دانید، الگوی دو دره یکی از قویترین الگوهای معکوس صعودی است. زمانی که در نمودار، دو دره بوجود میاید، معامله گران با دقت زیادی به بررسی زمان ماندگاری این روند می پردازند. معمولاً، یک ساختار دو قله یا دو دره ای، با پیشنهاد دادن چندین موقعیت مناسب ورود به پایان می رسد. به مثال زیر در این زمینه توجه کنید:

نمودار بالا، یک نمودار بر حسب محدوده زمانی H4 است. همان طور که در نمودار می بینید، قیمت با مومنتوم نزولی خوبی به سمت جنوب حرکت می کند. به آخرین کندل چارت نگاه کنید، این کندل به عنوان یک اینساید بار صعودی است که بوسیله پشتیبانی الگوی دو دره تولید شده است. خریداران باید منتظر برک اوت در خط گردن (neckline) باشند و با این جفت ارز پیش بروند.

همان طور که می بینید، یکی از کندل ها در ناحیه خط گردن، روند نظم موجود را بهم زده است. کندل بعدی آن به عنوان کندل صعودی ظاهر شده است. در این مواقع، خریداران باید برای یکپارچه شدن قیمت و تولید یک کندل معکوس صعودی صبر کنند.

بعد از تولید شدن یک اینساید بار نزولی، قیمت، یک شمع نزولی الگوی دو قله سقف تولید می کند. کندل آخر، بسیار نزولی است. در این وضعیت، خریداران باید وضعیت نمودار را به دقت بررسی کنند چرا که ممکن است هر لحظه نمودار در ناحیه دو دره و خط گردن، دچار برک اوت شود و یک کندل معکوس صعودی ظاهر شود.

همان طور که می بینید، در نمودار بالا، یک کندل صعودی معکوس ظاهر شده است و به دنبال آن، با ظهور کندل دیگری، ثبات ناحیه مقاومت شکسته شده است. در این شرایط، ممکن است خریداران، بعد از بسته شدن آخرین کندل توسط استاپ لاس تعیین شده در زیر ناحیه حمایت و کسب سود ، تصمیم به ورود به معاملات جهت خرید بگیرند.

همانطور که در شکل بالا می بینید، قیمت ها با مومنتوم خوبی در حال صعود هستند. کندل بعدی می تواند سود را بدست آورد. قیمت تقریباً ثابت می شود و در نزدیکی آخرین سویینگ ناحیه بالایی، کندل صعودی معکوسی را تولید می کند. این نقطه، موقعیت دیگری برای ورود به معاملات است و ممکن است خریدار بعد از بسته شدن آخرین کندل، برای خرید معامله اقدام کند. بیایید باهم نگاهی به 2 خط افقی نمودار موجود در ست آپ معاملات بیندازیم.

قیمت به سمت بالا حرکت می کند و با کندل بعدی، به هدف می رسد. این مرحله می تواند به عنوان یکی از بهترین دستاوردهای معامله گران به حساب بیاید چون با منتظر ماندن در مسیر پیش رو و انتظار برای یکپارچه شدن قیمت ها ، شمع معکوس صعودی دیگری تولید می شود و در نتیجه امکان ورود به معامله دیگری برای معامله گران فراهم می شود. به عبارتی دیگر، معامله گران فارکس ، رفتار این نمودارها را تا ظهور یک الگوی نزولی معکوس مانند دو دره یا کندل های نزولی در نمودارهای روزانه ( این نمودار بر حسب H4 است) به دقت زیر نظر می گیرند . دفعه بعد که با نمودار دو قله یا دو دره مواجه شدید، حتماً با دقت رفتار آن را زیر نظر بگیرید تا بتوانید نهایت استفاده از موقعیت های بوجود آمده را داشته باشید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.